اختلال وسواسی
اختلال وسواسی – جبری
این اختلال به صورت گروه مختلفی از علائم ظاهر می شود که شامل افکار مزاحم، آداب وسواسی، اشتغالات ذهنی و وسواس های عملی هستند. این وسواس های فکری و عملی، ناراحتی شدیدی برای فرد ایجاد می کنند و سبب اتلاف وقت می شوند و اختلال قابل ملاحظه ای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکرد شغلی، فعالیت های معمول اجتماعی و روابط فرد ایجاد می کند. بیمار مبتلا به اختلال وسواسی – جبری ممکن است فقط وسواس فکری، فقط وسواس عملی یا هردوی آنها را باهم داشته باشد.
وسواس فکری
وسواس فکری عبارت است از فکر، اندیشه، احساس یا حسی عود کننده و مزاحم. برخلاف وسواس فکری (obsession)که یک فرآیند ذهنی است، وسواس عملی(compulsion) نوعی رفتار است.
وسواس عملی
اجبار (وسواس عملی) رفتاری آگاهانه،استاندارد، و عود کننده است، نظیر شمارش، وارسی، یا اجتناب. بیمار مبتلا به اختلال وسواسی- جبری از غیر منطقی بودن وسواس هایش آگاهی دارد و این وسواس های فکری یا عملی را خود- ناهمخوان می یابد یعنی به صورت یک رفتار ناخواسته .
هرچند این رفتارهای وسواسی ممکن است تلاشی برای کاستن اضطراب همراه با وسواس فکری باشد، همیشه به کم شدن اضطراب منجر نمی گردد و گاهی پس از انجام رفتار وسواسی، اضطراب بیشتر می شود. وقتی فرد برای انجام رفتار وسواسی مقاومت به خرج دهد نیز اضطراب افزایش می یابد.
در میان بزرگسالان احتمال ابتلای مرد و زن به این اختلال یکسان است، ولی در میان نوجوانان، پسرها بیشتر از دخترها دچار اختلال وسواسی – جبری می شوند و میانگین سن شروع این اختلال، حدود بیست سالگی است. این اختلال می تواند در نوجوانی ، کودکی و حتی در دو سالگی شروع شد.
عوامل موثر در اختلال وسواسی- جبری
ژنتیک
عوامل رفتاری ( شرطی سازی)
عوامل روانی- اجتماعی
علائم وسواس های فکری و عملی
وسوس های فکری معمول در OCD عبارتند از افکار مربوط به آلودگی ( دست هایم کثیف هستند) یا شک و تردید ( یادم رفت اجاق را خاموش کنم )
علائم چهار الگوی عمده دارند:
آلودگی : فرد دائما به دنبال شست و شو است و یا از شیئ که گمان م یکند آلوده است، اجتناب می کند. معمولا فرد از شیئ اجتناب ناپذیر( مانند ادرار، مدفوع، گرد و غبار، میکروب ) می ترسد. فرد معمولا دست هایش را به افراط می شوید و در واقع بساید و بخراشد، یا از ترس میکروب قادر به ترک خانه اش نباشد.
تردید مرضی: فرد اغلب احساس خطر از انجام ندادن کاری دارد و مرتب وارسی می کند، مثلا چندبار به خانه برمی گردد تا ببیند اجا گاز را خاموش کرده یا نه ، در را قفل کرده یا نه . این افراد تردید وسواس گونه ای به خود دارند، به طوری که همیشه به خاطر فراموش کردن چیزی یا انجام کاری، احساس گناه می کنند.
افکار مزاحم: فرد صرفا افکار وسواسی مزاحمی بدون هیچ گونه عمل وسواسی دارد ، افکاری تکراری درباره نوعی عمل جنسی یا پرخاشگری که به نظر خود فرد، شرم آور است.
تقارن: دراین الگو فرد خود را مستلزم رعایت تقارن و دقت می داند، به طوری که موجب می شود فرد دچار وسواس عملی کندی شود. مثلا فرد ساعت ها وقت لازم دارد تا یک وعده غذا بخورد، یا صورتش را اصلاح کند.
سایر الگوها: وسواس های مذهبی و صرفه جویی اجبارگونه در بیماران وسواسی جبری شایع است. وسواس کندن مو، ناخن جویدن و خود ارضایی هم ممکن است وسواس های عملی اختلال وسواسی جبری باشد.
علائم بیش از نصف بیماران به طور ناگهانی شروع می شود. تقریبا در 50 تا 70 درصد از آن ها علائم پس از واقعه ی پر فشاری نظیر حاملگی، یک مشکل جنسی یا مرگ یکی از بستگان شروع می شود. از آن جا که خیلی از این بیماران می کوشند علائم خود را از دیگران پنهان نگه دارند اغلب با پنج تا ده سال تاخیر به روانشناس مراجعه می کنند. این اختلال معمولا سیری دراز مدت اما متغیر دارد؛ در برخی از بیماران به صورت نوسانی است و در برخی دیگر به صورت ثابت.
درمان
- دارو درمانی
- رفتار درمانی
- روان درمانی
- خانواده درمانی
اختلال اضطراب اجتماعی (جمعیت هراسی)
این اختلال شامل ترس از موقعیت های اجتماعی از جمله موقعیت هایی است که مستلزم تماس با افراد غریبه یا زیر نظر افراد غریبه بودن است. افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی از شرمسار شدن در موقعیت های اجتماعی می ترسند (مانند گردهمایی های اجتماعی، سخنرانی، ملاقات افراد جدید) این افراد ممکن است ترس های اختصاصی در مورد انجام برخی فعالیت های اختصاصی مانند خوردن یا صحبت کردن در جلوی دیگران داشته باشند یا ترس غیر اختصاصی و مبهمی را در مورد شرمسار شدن خود تجربه کنند. در هر حالت ترس در اختلال اضطراب اجتماعی از شرمسار شدن است که در آن موقعیت ممکن است روی دهد نه از خود موقعیت.
اوج شروع اختلال اضطراب اجتماعی در نوجوانان دیده می شود هر چند شروع در سنین پنج سالگی و سی و پنج سالگی نیز شایع است.
عوامل موثر در اختلال اضطراب اجتماعی
مطالعات نشان داده است که در برخی از بچه ها ممکن است صفت خجالتی بودن وجود داشته باشد که مشخصه اش الگوی رفتاری ثابت و یکنواختی به صورت بازداری است.
با این که این صفت به نظر می رسد ریشه ی زیستی داشته باشد اما داده ها هاکی از آن است که والدین افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در کل به فرزندان خود کمتر توجه می کنند، آن ها را بیشتر ترد می کنند یا زیادی از آن ها مراقبت می کنند.
درجاتی از اضطراب اجتماعی یا کم رویی در جمعیت عومی شایع است. مطالعات سطح جامعه هاکی است که حدود یک سوم تمام افراد خود را در موقعیت های اجتماعی مضطرب تر از سایرین می دانند. این نگرانی ها ممکن است در برخی مراحل رشد مانند نوجوانی یا پس از گذار های زندگی نظیر ازدواج یا تغییر شغل همراه با تعاملات اجتماعی جدید تشدید شود. این اضطراب ها فقط زمانی به اختلال اضطراب اجتماعی تبدیل می شوند که اضطراب مانع از مشارکت فرد در فعالیت های مطلوب خودش شود یا ناراحتی بارزی هنگام این فعالیت ها ایجاد کند.
علائم
- ترس یا اضطراب قابل ملاحظه درباره ی یک یا چند موقعیت اجتماعی که در آن ها احتمال دقت نظر به فرد و تجزیه و تحلیل دیگران وجود دارد نمونه ها شامل تعاملات اجتماعی (مکالمه یا ملاقات با افراد غریبه)، مشاهده شدن (مثلا خوردن یا آشامیدن) و اجرا کردن در حضور دیگران (مثلا سخنرانی کردن) است.
نکته: در کودکان این اضطراب به هنگام حضور همسالان نیز دیده می شود و فقط محدود به تعامل با بزرگسالان نیست.
- فرد از این می ترسد که کاری انجام دهد یا علائم اضطرابی بروز دهد که دیگران برداشت منفی از آن داشته باشند یعنی شرمنده شود یا مسخره اش کنند، وی را طرد کنند یا مورد اهانت قرار دهند.
- موقعیت های اجتماعی مذکور تقریبا همیشه سبب ترس یا اضطراب می گردد.
نکته: در کودکان، ترس یا اضطراب می تواند به صورت گریه، قشقرق، میخکوب شدن، چسبیدن به دیگران، کناره گیری، یا عدم صحبت کردن در موقعیت های اجتماعی بروز نماید.
- ترس، اضطراب یا اجتناب پایدار است و به طور معمول شش ماه یا طولانی تر ادامه یابد.
این اختلال طی سالیان متمادی می تواند آشفتگی و مشکلات عمیقی در زندگی فرد ایجاد کند از جمله اختلال در پیشرفت تحصیلی، دوران مدرسه یا دانشگاه و مختل کردن عملکرد شغلی و رشد اجتماعی.
درمان
- دارو درمانی
- روان درمانی