رقابت بین خواهر و برادر
رقابت بین خواهر و برادر
والدینی که تعداد فرزندانشان دو یا بیشتر است اغلب عبارت منصفانه نیست را می شنوند. گاهی فرزندان از این شکایت دارند که برای یکی از آنها یک داستان بیشتر خوانده اید یا اجازه داده اید یکی از خواهر یا برادرهای بزرگ تر بیشتر از آنکه کوچکتر است، بیدار بماند یا آب میوه بیشتری در لیوان یکی از آنها ریخته اید.
کودکان دائماً در حال محاسبه این هستند که از هر چیزی چقدر به آنها داده اید و چقدر به خواهر یا برادرشان، این در واقع کوششی است برای سنجش آنکه آیا آنها را هم به اندازه دیگران دوست دارید یا نه. تحمل این رفتارها برای والدین مشکل است، زیرا این حس را به آنها می دهد که بین بچه های خود تبعیض قائل می شوند در حالی که والدین سخت می کوشند تا عادلانه رفتارکنند، آنها نگران می شوند که بچه هایشان نسبت به یکدیگر آنچنان که باید احساس محبت ندارند.
چیزی که خواهر و برادرها را وادار می کند به این نحو با یکدیگر رقابت کنند این است که برای کودکان تقسیم کردن عشق والدینشان با دیگران مشکل است. گرچه شاید کودک خردسال فکر کند که برادر کوچکترش بسیار خوب است یا از بازی کردن با خواهرش لذت ببرد اما در واقع، او در اعماق وجودش می خواهد که فقط و فقط به او محبت شود. گاهی برای آنکه والدین بتوانند احساس کودک خود را تجربه کنند به آنها توصیه میکنم که تصور کنند همسر خود را با زن یا مرد دیگری تقسیم کرده اند. چه احساسی پیدا میکنید اگر همسرتان بگوید: “متأسفم ،عزیزم، الان نمیتوانم بیایم و با تو حرف بزنم؛ با همسر دیگرم در حال تماشا کردن تلویزیون هستم “
تقسیم محبت والدین واقعیتی است که خواهر و برادرها با آن زندگی می کنند و گاهی باعث به وجود آمدن احساسات شدیدی مثل حسادت و خشم در آنها می شود، گاهی از نظر آنها مقدار ناچیزی آب میوه اضافی یا خریدن پوشک در واقع محبت بسیار زیادی است که نثار خواهر یا برادر وی شده است.
وقتی کودکان احساس حسادت می کنند شاید بدخُلق شوند و گریه کنند یا برای جلب توجه رفتارهای نادرستی از خود نشان دهند به عنوان مثال، موقع شام روی صندلی بایستند یا حتی با خواهر یا برادرهای خود دعوا کنند. اگر فرزندانتان در حال دعوای فیزیکی با یکدیگر هستند بلافاصله جلوی این کار را بگیرید به آنها بگویید: “در خانواده ما کتک کاری معنی ندارد، ممکن است از دست یکدیگر عصبانی شوید ولی نمی توانید به هم آسیب برسانید. بلکه باید با حرف زدن احساس خود را بیان کنید. اگر آنها به دعوا کردن ادامه دادند باید در عرض چند لحظه آنها را از یکدیگر جدا کنید.”
اگر بچه هایتان در اتاق دیگری جر و بحث می کنند چند لحظه صبر کنید تا ببینید که قبل از دخالت شما مشکل خود را حل می کنند یا خیر؟ اگر نتوانستند از عهده این کار برآیند باید دخالت کنید تا برخی از مهارت های گفت وگوی مثبت را به آنها آموزش دهید، وقتی وارد ماجرا می شوید یک جانبه از کسی طرفداری نکنید. بعضی از والدین همیشه از فرزند کوچک تر دفاع می کنند، در این صورت فرزند دیگر احساس می کند که او را کمتر دوست دارید.
اجازه بدهید بچه ها مشکل را توضیح بدهند. هر بچه می تواند از دید خود ماجرا را تعریف کند ( آنها معمولاً نظری مخالف یکدیگر دارند). می توانید به هر یک از آنها بگویید: «بله، میدانم نظر تو درباره اتفاقی که افتاده چنین است.» ( برای او این موضوع را شرح دهید که در یک خانواده، برداشت هر کسی نسبت به یک موضوع متفاوت است اما باید به نظر او هم احترام گذاشت). فرزندان خود را تشویق کنید که احساسات خود را بیان و از خواسته هایشان دفاع کنند به عنوان مثال: ” عصبانی هستم چون تو بدون اینکه بپرسی کانال تلویزیون را عوض کردی” .
توجه کودکان خود را به حل مشکل به نحوی خلاقانه معطوف کنید. می توانید بگویید: «هر دوی شما می خواهید که برنامه مورد علاقه خود را ببینید. حال چه باید بکنیم؟ شاید خود آنها پیشنهاد قابل قبولی داشته باشند، مثل : ” بیایید یک جدول بکشیم، هر روز روی آن مشخص می کنیم که نوبت چه کسی است که برنامه را انتخاب کند.» ( وجود تقویم یا جدول می تواند تنظیم کننده برنامه ها باشد و به بچه ها کمک کند تا مشکل خود را حل کنند. مثلاً نوبت چه کسی است که برنامه مورد علاقه اش را ببیند یا میز را بچیند.)
همچنان که به کودکان خود کمک می کنید تا حالت پرخاشگرانه خود را کنترل کنند، از خواسته های خود دفاع کنند و از طریق مذاکره راه حلی بیابند، به مرور زمان یاد می گیرند که به تنهایی و به شکل مؤثرتری مشکلات خود را حل کنند.
فرزند کوچک تر شکایت می کند که بعضی چیزها عادلانه نیست (مثلاً، درست بعد از اینکه پنج داستان برایش می خوانید بگوید: ” تو هرگز برای من وقت نمی گذاری یا می گوید برادرم را بیشتر از من دوست داری، خود را به جای او بگذارید و از دید او به موضوع نگاه کنید. به این ترتیب بهتر می توانید به او کمک کنید”
گاهی زمانی که کودک به شدت نیاز دارد کسی به حرفهایش گوش دهد، والدین در همان ابتدا ادعای او را نفی می کنند. مهم نیست که چقدر شکایت او مسخره به نظر برسد، شاید هدف اصلی کودک گفت و گو با شما و بیان احساساتش باشد و در واقع شاید حقیقتی در شکوه های او نهفته است ، شاید تا دیروقت سرگرم فرزند دیگرتان( یا خواهر و برادر بزرگتر او) هستید و او به این بی توجهی اعتراض می کند.
به کودک خود امکان دهید به شما بگوید دقیقاً چه چیزی او را ناراحت کرده است. سپس با دقت به گفته هایش گوش دهید. می توانید با گفتن چیزی شبیه این به او پاسخ دهید: ” میتوانم درک کنم که چه احساسی داری، ما وقت زیادی را به غذا دادن و رسیدگی به بچه اختصاص می دهیم از نظر تو این کار عادلانه نیست که ما این قدر به او توجه کنیم. شاید این کار باعث عصبانیت تو شود.” سپس واقعیت را برای او شرح دهید: ” بچه های کوچک به توجه زیادی نیاز دارند تا بتوانند رشد کنند و وقتی که ما در کنار او هستیم به این معنی نیست که او را بیشتر از تو دوست داریم وقتی تو کوچک بودی ما همین کارها را هم برای تو انجام دادیم”
بعد از اینکه به دقت به حرف های کودک خود گوش دادید، مشاهدات او را نسبت به وقایع تصدیق کنید و بپذیرید و واقعیت را برای او شرح دهید. این نکته مهم است که باید با دید عمیق تری به مسئله نگاه کنید. باید موقعیت مناسبی پیدا کنید و به او بگویید: ” می دانم برایت سخت است که مامان و بابا را با نی نی کوچولو تقسیم کنی؛ قبل از اینکه بچه به دنیا بیاید تو تنها بچه ما بودی و همۀ وقت خود را به تو اختصاص می دادیم حالا باید توجه خود را تقسیم کنیم. گاهی اوقات بچه ها از این موضوع عصبانی یا غمگین می شوند، وقتی چنین احساسی پیدا میکنی، بیا به ما بگو تا کمکت کنیم اما همیشه به یاد داشته باش که ما هر دوی شما را به اندازه کافی دوست داریم.”
از آنجایی که هرگز نمی توانید با بچه های خود کاملاً عادلانه رفتار کنید همچنان که کودکان رشد می کنند، مقیاس های دیگری وجود دارند که با بهره گیری از آنها می توان اطمینان یافت که هر دو کودک احساس کنند مورد محبت واقع شده اند، رقابتی بین آن دو وجود ندارد و روابط مثبتی بین آنها برقرار است.
هر کودک را برای تواناییهایش مورد تحسین قرار دهید؛ کارهایی مثل چیدن میز یا کشیدن طرحهای زیبا، به نحوی که او احساس کند به اندازه دیگران اهمیت دارد. در عین حال سعی کنید که روی استعداد خاص یک کودک، مثل شوت کردن توپ فوتبال، در حضور خواهر یا برادرهای دیگر به بچه بیش از حد تأکید نکنید.
از تبعیض قائل شدن بین خواهر و برادرها اجتناب کنید. به عنوان مثال، بعد از شام همیشه فرزند بزرگتر میز را تمیز میکند در حالی که فرزند کوچکتر در حال بازی با اسباب بازیهایش است( شاید او هم بتواند کمک کند!) یا سر میز شام، مخاطب همه حرفهایتان فرزند بزرگتر باشد. بچه های خود را با گفتن این جمله به یکی از آنها با یکدیگر مقایسه نکنید: “چرا نمی توانی مثل برادرت مرتب و منظم باشی؟” یا در برابر دیگران نگویید: “جانی باهوشترین عضو خانواده است.” این حرفها باعث می شود رقابت بین آنها بیشتر گردد.
از بچه های کوچک تر در کارها یاری بخواهید، کارهایی نظیر آب دادن به گلدان ها یا تدارک یک جشن. این تجارب مشترک می تواند حس واقعی باهم بودن و احساسات مثبت بین خواهر و برادرها را پرورش دهد. بعضی از خانواده ها هر هفته در یک زمان خاص جلسه های خانوادگی تشکیل می دهند تا اعضای خانواده بتوانند درباره احساسات خود صحبت کنند تا سوء ظن ها بر طرف شود و بچه ها بتوانند به اطمینان مورد نیاز خود دست یابند. می توانید برای این جلسات اصولی را تعیین کنید مثلاً، ” هر کس میتواند سه دقیقه صحبت کند” ( از یک ساعت استفاده کنید) و ” هیچ کس اجازه ندارد این حق را از دیگران سلب کند.”
بخشی از کتاب کلیدهای رفتار با کودک چهارساله ، انتشارات صابرین